تبليغاتX
هم کیش من - آه ....ای من .
همه چیز پر از خداست ....
 

1. خدایا اگه ازت غافل شدم ، خبرم کن ...

2.  نمی دانم که آیا عنوان دارد یا نه ... نمی دانم حتی بنویسم برای کسی ... یا نه ....

 

3. 

کسی هست ... کسی که من نمی توانم

او را ،

بودن اش را ،

خوب بودن اش را ،

برای من بودن اش را،

نادیده بگیرم .....

گرمای عشق اش ،

گرمای احساس اش،

گرمای خوب بودن اش ،

سراپای وجود مرا فرا می گیرد

و جای ای برای سرمای من نمی گذارد ....

***

امروز دل ام تنگ است .... تنگ تنگ ....

و من خسته ی این دل تنگ ای ها نشسته ام ...

خسته ی این بودن و نبودن ....

و گاه فکر می کنم

از من تا تو چه راه درازی ست

چه رفتن بی رسیدن ای ....

چه رسیدن دست نیافتنی ای ....

***

و گاه فکر می کنم

دل ام چه زیاد او را می خواهد ، ....

 

آه ... ای من !

ای من تنها !...

ای من بی کس !...

بی من بی او !

بی او ....بی او ...  .

 ***

و کاش می توانستم برای با تو بودن

از چیزهای ای درون خود،

از چیزهای ای برای خود ،

از آن ها که این روزها

با من اند

و

برای من اند ،

بگذرم .

***

آه ... ای من !

ای من بی او !

ای من بی تو !....

***

امروز بی جهت چیزی درون ام

مرا به بازی گرفته ست

و

چه اهمیت دارد که این چیز عجیب ،

مرا به بی چاره گی برساند روزی ....،

آه .... ای من !

ای تو !...

ای بی کسی ما !....

مرا به خود رسان .....!

آه .... ای من !....

 

4. خدایا ... من مراقب خود نبوده ام ... تو چرا رهای ام کرده ای ؟....

5. تمام ای دیگر....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:49  توسط سودابه   |