|
|
|
|
|
1. خدایا اگه ازت غافل شدم ، خبرم کن ... 2. روزی آمدم و این جا نوشتم ... از این جا ساده مگذر .... و دوباره روزی آمدم و گفتم....آرزو کن 3. و این سومین بار است که باز روزی برای ام نو شده ست نوشتن از آن .... و این چهارمین بار است ...نه بگذار بشمارم .... 83....84....85...86...87.... می شود 5....پس این پنجمین بار است که من این شب را تجربه خواهم کرد .... 4. شب ای در راه است که شب آرزوها می نامند اش ... لیله الرغایب..... 5. آن دورها بسیار آرزو برای برآورده شدن داشتم ... و این روزها اگرچه بسیاری از آن آرزوهای ام برآورده شده اند ...اما هنوز چیزی برای آرزو کردن در من هست .... آرزو می کنم پس..... 6. و یاد گرفته ام گاهی خداوند برای این که دعا های ما را برآورده کن اشک ما را به امانت می گیرد .... 7. در شب آرزوها تا دل ات می خواهد گریه کن ... 8. آیا کسی هست که از من هم یادی کند ؟... 9. خدایا به ما ... به همه ی ما .... توان بده ...تا از این روی ناتوان تا آن روی توانای زندگی توانا باشیم ... 10. دعای اش از من بود ...آمین اش از تو باشد .....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 10:59 توسط سودابه
|
|
||