|
|
|
|
|
1. خدايا اگه ازت غافل شدم ... خبرم كن .. 2. روز نو شده است ... نوروزي ديگر... بهاري ديگر... و شايد بنده اي ديگر براي خدايي كه بوده ... از آغاز تا اكنون و خواهد ماند از اكنون تا ابد.... 3. همه چيز پر از خداست ... 4.دنبالش مي گردي مدام .... پي در پي.... پر هياهو. دنبالش مي گردي و هر دم نفي اش مي كني : كو ؟ پس كو ؟ چرا نمي بينم اش ؟ اگر هست ... اگر وجود دارد ... اگر خيال نيست ... پس چرا نمي بينم اش؟ چرا نيست ؟ و دنبالش مي گردي هر جا ... هر دم ... هر جور. راه مي روي.. سخت ...پر مشقت.. بي دمي ايستادن... شك مي كني ...رد مي شوي... رد مي كني.... فرياد مي زني ... نه مي گويي و تكرار مي كني نيست .... كجاست اگر هست؟ چرا من نمي بينم اش؟ و اين راه سخت است و اين نفي ، سخت است . اما مي روي و مي روي تا جايي كه ديگر رمقي نمي ماند و نه جاني براي باز رفتن . چاره اي نيست ... بايد ايستاد . مي ايستي . نگاه مي كني ...نه به آينده ... به عقب... به گذشته... به بازگشتن و فكر مي كني به رها شدن ... به رها شدن از شك ...ترديد ..نبودن. و رها مي شوي در راهي كه برايت سخت بود و آن جاست كه اين سخت ديگر سخت نيست چون رها شده اي... رها مي شوي و باز مي گردي به عقب... به گذشته ....به ديروز و حالا در اول راه ايستاده اي ... قبل از رفتن... قبل از فرياد زدن ... قبل از نفي كردن ..قبل از گفتن نيست ... قبل از دنبال كردن ... و نگاه مي كني ... آهسته ... بي صدا.... بي شك .... بي ترديد .... با ايمان ... با ايمان ... با ايمان. ساده مي شود همه چيز.... او هست اكنون او هست ... هر جا... هر دم .... هر جور و او هست ... ساده ي ساده هست و مي بيني اش ... ساده .... با ايمان.... با ايمان. و او هست ... همين جا ... همه جا .... هر جا ..... و فرياد مي زني با فكر ... با يقين... با ايمان او هست ... خدا هست هميشه ... همه جا .... همه جور خدا هست خدا هست خدا هست ساده ساده ساده خدا هست همه دم همه دم همه دم خدا هست .... و آن وقت است كه مي فهمي اگر با همه ي وجودت حتي نفي اش كني حتي اگر نديدن اش را دليل نبودن اش بداني چيزي از بودن او كم نمي كند ... و او هست و بوده و خواهد بود... باورت مي شود ؟ همه چيز پر از خداست .... 5.باز هم شك داري ؟؟؟!!!! 6.نوشته شده در پنج شنبه 24 اسفند 1385 ساعت 46 دقيقه بامداد ... 7.خدايا ...در اين بهار نو... در اين سال نو.. به همه ي ما زندگي عطاكن.. روزهايي كه وقت بودنشان نشاطمان به وفور باشد و وقت رفتنشان ياد مان از آنها خوش .. 8.خدايا ... صدا يت نمي كنيم؟ فراموش مان شده ؟ نه ... ما را براي اين نگفتن ها به عقوبت مگير... حتي اگر يادمان رفته باشد كه تو همه جا هستي و همه وقت نگاه مان مي كني ... اگر يادمان رفته باشد... چيزي در ژرفاي وجودمان تو را فرياد مي زند ...ما با همه ي فراموش كاري مان باز هم به تو محتاجيم... ترك مان مكن.. 9. خدايا ... به ما زندگي عطا كن ... روزهايي با رحمت ... روزهايي با نعمت... 10. خدايا ... همه روزمان را نوروز كن .... ***** پ . ن : 1. اين عين واقعيت است ...(و اين عين در قلب واقعيت است ! ) ... 2.وقتي كسي ،چيزي يا كسي را نمي بيند و تو مي خواهي بودن و ديده شدن آن چيز يا كس را ثابت كني بايد بگردي ... بگردي و دليل بياوري ... هر چيزي براي اثبات به كارت مي ايد ... پس خوب مي گردي تا بودن آن چيز يا كس را ثابت كني ... 3.اما ... اما ... اما ... 4. وقت اثبات خدا كه مي شود ... لازم نيست دنبال هيچ مدرك و دليلي بگردي !... زحمت نكش ! نگرد ! ... خدا ديدني تر چيز عالم است ... باور نمي كني ؟ ساده ست ... نگاه كن ... نه به دوردست ها ... نه به ديگري ... نه به چيزي يا كسي غريب ... به خودت ... فقط به خودت .... تو شگفت ترين مخلوق خدايي.... تو را خدا از روي خودش ساخته است ... تو شبيه ترين به خدايي... گوش كن ! ... تو خلاصه ي خدايي..... باور كن !... براي اثبات خدا ... نگرد . خدا با همه ي پيچيدگي هايش ... ساده است خيلي ساده ... آن قدر كه با هر درك و فهمي مي شود پيدايش كرد ...مي شود نگاهش كرد ... مي شود حس اش كرد ... 5. نگو نه ... نگو نيست ...نگو نمي شود ....خدا هست... باورت نمي شود ؟ پس ساده تر مي گويم ...خدا همان نيروي برتر است ... همان تفكر برتر است ... همان انرژي برتر است ...نيرويي كه همه جا هست ... و با توان تراز همه و با توان خلق همه ... تفكري كه در آن نقصي نيست و انرژي اي كه همه چيز را به سوي خود مي كشد ... 6. گوش كن ! ... تفاوت ندارد تو خدا را چه صدا كني ... فرقي نيست ميان اين كه تو به خدا ، خدا بگويي يا نامي ديگر ... خدا ي تو ... خداي توست و خداي من خداي من است ... و خداي او خداي اوست ... و عجيب اينكه همه ي اين خداها يك خدايند ... تنها يك خدا.... 7. به خدايت ... به او كه خلق ات كرده ... به او كه جاني و روحي در تو دميده ... به او كه بيش از هر كس دوستت دارد ... به او كه اكنون تو را به نظاره نشسته ... به او كه آغوش اش را براي برگشتن دوباره ات به سوي تو گشوده ... به او كه در انتظار توست ... به خدايت ... به خدايت ... به خدايت.... عشق بورز... عشق بورز و آن گاه بنشين و ثمره ي اين عشق را با همه ي دلت بنوش !!!!!..... 8. به خدا عشق بورز... 9. گوش مي كني ؟ ... با تو هستم .... تو .... 10. به خدا عشق بورز.....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 6:6 توسط سودابه نيك نيا
|
|
||