تبليغاتX
هم کیش من - آیا کسی هست برای من دعا کند ؟؟؟
همه چیز پر از خداست ....

1. خدایا اگه ازت غافل شدم خبرم کن ...

2. امروز واسه خداحافظی رفتم پیش قدیمی ترین دوستم ... کسی که از وقت تولد می شناسمش (!) ... مریم مثله همه ی کسایی که این روزا دیدمشون اولش فقط گفت : التماس دعا .....منو یادت نره ها ....

تو چشاش نگا کردم و گفتم : مگه می شه از تو یادم بره ؟؟؟

حس کردم سفیدیه چشاش یه هو رنگ خون شد ... قرمز قرمز ... و این اشک بود که داشت میومد  ... مریم رو بغل کردم و گفتم : مریم جان ... چرا گریه می کنی؟؟؟....

مریم حالا با صدای بلند اشک می ریخت ... جلوی خودم رو گرفتم که اشک نریزم چون اگه میومد نمیدونم کی میتونستم جلوش رو بگیرم ...

اون گریه می کرد و من می گفتم گریه واسه چی ؟؟؟

سرش رو گذاشت روی شونه ام و اهسته با گریه گفت: کاش منم خوب بودم که خدا دعوتم می کرد ...

3. شکست ... مریم همه ی من رو با همین یه جمله شکست ...

4. خوب ؟؟؟ کدوم خوب؟؟؟

5. مریم ... کاش اینا رو می خوندی ... کاش می دونستی که خدا بد ها رو دعوت می کنه تا خوبشون کنه ... کاش می دونستی با اینکه صبح جلوی تو اشکی نریختم حالا دارم گریه می کنم ... کاش خیسیه صورتم رو حس می کردی...

6. این روزا همه بهم گفتن : التماس دعا ....

7. این لحظات اخر بودن من است  ... ایا کسی هست برای من دعا کند ؟؟؟

8. اگه برم و برگردم ... بی ذره ای خوب شدن ... از این رفتن چه سود ؟؟؟

9. آیا کسی هست برای خوب شدن من دعا کند ؟؟؟

10. خدایا ... هیچی ... خودت می دونی ... واسم دعا کن !!!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 21:54  توسط سودابه   |