|
|
|
|
|
1 ـ خدایا اگه ازت غافل شدم , خبرم کن… 2 ـ وقتی با دیپلم ریاضی فیزیک گفتم که می خوام کنکور تجربی امتحان بدم بعضیا یه جوری نگام کردن که یعنی : خنگ. 3 ـ وقتی بدون کلاس کنکور و معلم خصوصی, زیست شناسی روزانه ی دانشگاه فردوسی قبول شدم اون بعضیا که یا قبول نشدن یا فوقش برای پیام نور و آزاد نمره آوردن دیگه منو ندیدن که نگام کنن!!! 4 ـ وقتی توی دانشگاه هم کلاسی هام می فهمیدن که با دیپلم ریاضی ,کنکور تجربی دادم بعضیا جوری نگام می کردن که یعنی : خنگ... 5 ـ حالا که دو سال از فارغ التحصیلی دوره ی کارشناسی می گذره خوشحالم که یه روزی خنگ شدم چون من با زیست شناسی لحظاتی رو تجربه کردم که هیچ جور دیگه ممکن نبود.... 6 ـ یک تجربه : 7 ـ اولین باری که توی ازمایشگاه جونور شناسی مراسم قورباغه گیرون داشتیم خانم استاد پسرا رو سمت راست , دخترا رو سمت چپش به خط کرد . دبه ی پر از قورباغه رو آورد و در حالی که لبخند به لبش بود دستش رو کرد توی دبه و یک قورباغه ی چاق و چله بیرون کشید. پسرا بی سروصدا قورباغه رو به دست گرفتن ! نوبت به دخترا که رسید هیچ کس از اول صف جرات نکرد قورباغه بگیره (!) من که اون وقت ,آبروی دخترا رو در خطر دیدم با اینکه آخر صف بودم خودم رو انداختم اول صف و گفتم : من می گیرم !!! جاتون خالی .... قورباغه ی لیز چاق و چله رو دستم گرفتم , چه وولی می خورد !!! نمره ی گرفتن قورباغه رو گرفتم و با سرافرازی , جونور کوچولو رو به نفر بعدی سپردم و رفتم آخر صف.... بعد از این مراسم , نوبت نخاعی کردن قورباغه های فلک زده بود (شاید یه روزی مراسم نخاعی کردن رو هم توضیح دادم ...).بعد از آموزش این روش خاص جلادی , بازم هیچ کس شهامت اول شدن رو نداشت (!) و باز , سودابه باید حفظ آبرو می کرد این بار دو طرفه ...خلاصه قورباغه ی دم مرگ رو دست چپ گرفتم و سوزن تشریح رو دست راست. سوزن رو روی سر اون کشوندم تا سوراخ سرش رو پیدا کنم ,صدای تق که اومد سوزن رو در آوردم تا اونو وارد نخاع کنم ..... این بار دیگه جاتون خیلی خالی !!!! ...... قورباغه ی بی ادب تا نخاعش رو قطع کردم , نتونست خودش رو کنترل کنه و بی ملاحظه , خودش رو خیس کرد و اثرات این خراب کاری مرطوب رو , روی روپوش آزمایشگاه من به جا گذاشت !!!! 8 ـ فعلا تمام ...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 6:49 توسط سودابه
|
|
||